عجیب است دریا .....همینکه غرقش می شوی پس می زند تو را درست مثل ادمها
*******
اینجا .....دست هر کس را می گیری برای بلند شدن اماده سوار شدن می شود دلتنگ کودکی ام .....یادش بخیر قهر می کردیم وهمه نازمون رو می کشیدن
*******
گول دنیا را مخور ......ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها را می درند
سایه از سا یه هراسان در میان کو چه ها زنده هم ابروی مر دگان را می برد
*******
انهایی که در زندگی ات نقشی داشته اند را دوست بدار نه انهایی که برایت نقش بازی می کنند
مردانگی انجاست ........جایی که ....پسر بچه ای هنگام بازی برای اینکه دوست فقیرش خوراکی هایش را بخورد .نقش فروشنده را بازی می کند
یادمان باشد ...تاوان کار هایمان دامن عزیزانمان را می گیرد ................
همچون ما که ناوان یه لحظه غفلت ادم وحوا را می دیم
بگذار از دست برود انچه به التماس الوده باشد حتی زندگی
باران میبارید ...از درز های کفش کهنه کودکی سردی باران را ....وقتی از کنار نانوایی رد می شد ....از نگاه ناتوان برای خریدن نان داغ عشق را دیدم که در چشمانش به مروارید شبیه تر بود
خدایا به اسمانت چیزی بگو
از یه پیر مرد وپیر زن پرسیدند :شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید ؟
گفتند :ما مال نسلی هستیم که وقتی چیزی خراب شد
تعمیرش می کنیم نه تعویض
وچقدر سخت است که این عید را بدون ان عزیز ترین غایب بگذرانیم
الهم عجل لولیک الفرج
خداحافظ ای محفل وصف یار
خداحافظ ای ماه پروردگار
خداحافظ ای سر به سر شور و حال
خداحافظ ای لحظه های وصال
خداحافظ ای محفل وصف یار
خداحافظ ای ماه پروردگار
خداحافظ ای سر به سر شور و حال
خداحافظ ای لحظه های وصال
خدایا تو انچنانی که من می خواهم
پس قرار ده مرا انچنان که تو می خواهی ......
